ما خارجی ها: آنچه در آن به معنی بنگالی در هند در آسام

این یک بعد از ظهر سرد در دسامبر 1979. من حضور موقت دولت مرکزی مدرسه در شهر Maligaon که به معنی “باغبان را ایجاد کرد” در شمال هند در ایالت آسام. من در کلاس 3.

ناگهان ما شنیده صدای پلیس. ما دیدم پلیس وارد اصل ، زمانی که من شنیده کلمه “حکومت نظامی” برای اولین بار. به زودی پس از یک پسر زمزمه به گوش من: “این آسامی در مقابل بنگالی.”

من یاد گرفتم که بعد از آن روز که خشونت تا به حال در خیابان شکسته که آن روز صبح. وجود دارد گزارش ها از سنگ پرانی توسط آسامی در یک بنگالی محله به نام دس مستعمره. یک پمپ بنزین در جاده اصلی بین Maligaon و بزرگترین شهر در آسام به آتش کشیده شد و این صلح من تا به حال گرفته شده برای اعطا رفت تا در دود.

تاریخچه کشد شما توسط گوش خود را به مراتب بیشتر و وحشیانه تر از معلم در کلاس درس یا پدر و مادر در خانه

 

زمانی که من تا به حال ترک خانه برای مدرسه در اوایل صبح که من تا به حال دیده و شنیده می شود چیزی است که پیشنهاد هر چیزی اشتباه است با جهان اطراف من. چگونه تا به حال همه چیز آنقدر دیوانه زنگ تفریح ؟

من نمی دانم پس از آن که از زندگی فهمیدم این بود که در مورد تغییر است. تاریخچه کشد شما توسط گوش خود را به مراتب بیشتر و وحشیانه تر از معلم در کلاس درس یا پدر و مادر در خانه است. آن نیروهای شما را به رشد می کنند تا فورا و به صورت یک جهان شما در حال آمادگی برای.

ما فرستاده شده بودند در بازگشت به خانه در یک ماشین. مغازه ها بسته شدند و جاده ها خالی بود به جز پلیس. من اولین تجربه ام از ترس از جهان است. من نمی دانم اگر من امن بود داخل ماشین.

گذشت ما یک مرحله موقت در جاده اصلی به گواتی ساخته شده از بامبو و پارچه سفید با یک عکس از یک جوان آسامی پسر Khargeshwar Talukdar که کشته شده بود توسط پلیس آتش نشانی و اعلام یک “شهید”. آن را احاطه کرده بود بخور و در کنار آن نوشته شده بود در آسامی: “ما به خون است.”

آن بود ارضی سهام در زمین توسط آسام را اکثریت قومی گروه آسامی بودند که اعلام کردند به جای قربانی کردن زندگی از رها کردن منحصر به فرد ادعا می کنند به زمین های اطراف ما.

من پرتاب به تاریخچه آن روز.

یک برچسب و یک لکه دار کردن

در عرض چند ساعت از بازگشت به خانه (بسیار به کمک پدر و مادرم و همسایه) من یاد گرفتم در مورد مقدمه به این جنگ است. من یک “خارجی” در آسام که در آن من تا به حال متولد شده است: ترسناک کلمه به معنای برای همه غیر خودی حتی مهاجران از ایالت بیهار و منطقه دارجلینگ (در West Bengal دولت). این یک سیاسی برچسب و لکه دار کردن.

سیاسی نگرانی از آسامی جامعه بود که مهاجرت در مقیاس بزرگ بود و تهدید به آنها را تبدیل به یک اقلیت زبانی. آسام رهبران استدلال کرد که تعداد پناهندگان از شرق پاکستان فرار از درگیری و جنگ با غرب پاکستان است که در نهایت منجر به ایجاد بنگلادش در سال 1971 تا به حال ایجاد یک عدم تعادل جمعیتی به خطر انداختن حقوق “بومی” آسامی (یک واژه وام گرفته شده از استعمار واژگان).

آنها خواستار آن شدند که پناهندگان از بنگلادش ورود بین 1 ژانویه سال 1966 و در مارس 24, 1971, باید ساخته شده فاقد شرایط لازم برای حقوق شهروندی. در آسام توافق از سال 1985 امضا شده بین آسام را از رهبران و راجیو گاندی دولت در مارس 24, 1971 بود و مجموعه ای به عنوان cut-off date برای شناسایی و اخراج “اتباع خارجی” (عمدتا مهاجران از بنگلادش).

Bengali in Assam / Manash Firaq Bhattacharjee

Manash پدر و مادر خارج از خانه خود را در کمتر آسام در سال 1988; تصویر گرفته شده توسط خود را در اواخر دایی نبا کومار Choudhury بود که در بازدید از Shantiniketan, West Bengal [حسن نیت ارائه میدهد عکس از Manash Firaq Bhattacharjee]

تاریخ بودند یک موضوع سیاسی, مذاکره, اما آیا مهم نیست که آن را به هدف قرار دادن مردم در خیابان برای زبان آنها صحبت کرد. پدر من یک بنگالی هندو پناهندگان از Mymensingh و سپس در شرق پاکستان که به آسام در سال 1951 برای عضویت در شمال مرز راه آهن بود “خارجی”. مادر من متولد شد و در آسام. اما از آنجا که پدر و مادر او را مورد ستایش قرار داد از داکا او بیش از حد بود “خارجی”. من به ارث تفاوت بودن یک “خارجی” تولد.

پارتیشن از هند در سال 1947 بود unapologetically نامهربان به مردم از قطع استانهای پنجاب بود که تقسیم بین هند و سپس غرب پاکستان (در حال حاضر پاکستان) و بنگال بود که تقسیم بین هند و در شرق پاکستان (در حال حاضر بنگلادش).

هنگامی که شما از دست دادن خانه خود را, شما در زندگی گذشته خود را در زبان خود را. پدر من استفاده می شود به صحبت بی وقفه در مورد خانه خود را. خود را اثبات تعلق در خود ذخیره پینوشت نام از 12 ایستگاه های پلیس از Kishoreganj منطقه در داکا بخش از بنگلادش است. من هرگز نفهمیدم وسواس خود را با آن تا بعدا. پناهندگان طوطی ها از حافظه است. نامگذاری به عنوان یک عمل تکرار یک علامت از دست دادن یک راه برای شناور در اطراف همان محل و زمان که برای همیشه رفته است.

از 1836 به سال 1872 بنگالی تحمیل شد به عنوان آسام دولت زبان توسط دولت استعماری در حالی که آسام بخشی از بنگال ریاست جمهوری یک بار بزرگترین زیربخش از حکومت هند. این یک استعماری مانور برای سهولت اداری اما Bengalis شد و پس از آن سرزنش برای آنچه که دیده بود به عنوان هژمونی فرهنگی. این آسامی مردم احساس کردند که کمتر Bengalis در داخل خاک خود ، هیچ چیز تغییر کرده است پس از.

بدن بدون محل

ناامنی از فرهنگ ارضی نگرانی است. این باعث می شود ترس از اعداد و ترس از حضور. پناهندگان افرادی هستند که تنها به خود را دارند. برای ملت پناهندگان جمعیت به دنبال وضعیت حقوقی. برای پناهندگان شهروند مطلوب است اما ترسناک ایده. آن کسانی شرایط خود را. ماهیت این بحران توضیح داده شد هانا آرنت آلمانی-آمریکایی نظریه پرداز سیاسی و نویسنده ما پناهندگان: کسانی که شهروندان در نظر گرفته نشده انسان است. پناهندگان دیگر گونه. او یک encroacher یک infiltrator و شبیه یک حشره.

متعلق مهم از راست و من ندارند که حق حتی با تولد. زمین متعلق به شخص دیگری

 

در یادگیری من یک “خارجی” من احساس مانند یک میوه قطعه قطعه به دو. من به اندازه کافی به درک که من روابط به سرزمین من از هنگام تولد تا به حال شده است برای همیشه لطفا برای تغییر. آن لحظه ای از چند severances: همه که من فکر می کردم متعلق به من به طور ناگهانی دیگر انجام داد. من خانه من باغ من و خیابان من محله من مدرسه جاده به Guwahati مغازه ها در نزدیکی فانتزی بازار, حتی خانه مادر بزرگ من. متعلق مهم از راست و من ندارند که حق حتی با تولد. زمین متعلق به شخص دیگری است.

اساسی ترین احساس است که با من ماند از آن روز یکی از groundlessness. ما فاقد زمین. من احساس کردم که عدم در کلکته (در حال حاضر شناخته شده به عنوان کلکته) هر زمان که ما دیدار پدر و بستگان و هنگامی که ما در نهایت وجود دارد نقل مکان کرد در اواسط 1990s. کلکته متعلق به دیگر Bengalis نه ما. من احساس همان “عدم” در دهلی نو به مدت دو دهه به عنوان به خوبی. وقتی که من ملاقات کشمیری بودند که مبارزه برای زمین های خود را, من به آنها غبطه می خوردند. یک بنگالی زن روزنامه نگار از شیللنگ پخش یک شبیه حس حسادت برای آسامی مردم است. او جامعه مواجه آزار و اذیت در سال 1979 و او احساس حسادت از آسامی مردم برای داشتن آنچه او نمی – میهن به تماس خود را. ما تا به حال هیچ خون برای ارائه, برای خاطر هر کشور است.

در طول سال 1979 و اضطراب و ما شاهد مکرر حکومت و اعتصابات به نام همه آسام دانش آموزان اتحادیه (AASU) و دیگر سازمان های متعلق به جامعه محلی. حداقل دو جوان بنگالی مردان در شهر به قتل رسیدند. یک حادثه که اتفاق افتاده است زمانی که من 11 سال درگیر یک جوان آسامی مرد یک مدرسه ترک تحصیل او در اوایل 20s در همسایگی من. او چاقو را در دوران کودکی بنگالی که تا به حال فقط پیوست و نیروی هوایی هند به مرگ در وسط خیابان. مادر مقتول که مشغول به کار به عنوان یک پرستار در بیمارستان محلی از او وجود دارد با کالسکه.

یک هفته زودتر همان قاتل به حال من برداشت یقه زمانی که من در بازگشت از مدرسه.

“چرا شما به خود را طلایی بنگال” او از من پرسید.

“اما این خانه من است” به من گفت.

آدامس پان (آماده سازی ترکیب برگ فوفل و مختلف دهان-زایش مواد افزودنی) او تف کردن لعنت “فقط ترک, شما سرکش!”

در چند نوبت من مواجه شد با پسران در کنار خیابان ها و ترک گفته.

من تو را دیدم یک موز فروشنده heckled خود موز به سرقت رفته و خود را در سبد پرتاب به باغ ما. یک روز ما باغ فوفل, درختان, گل همیشه بهار, آشوکا و ماگنولیا گل تبدیل رسمی به عنوان “خارجی” باغبان از بیهار چپ.

“غیر خودی” خواهد بود شکنجه و تجاوز در خواهد شد. وجود دارد torchlit راهپیمایی پس از غروب محلی آسامی. ما را به نشستن در تاریکی گوش دادن به آنها را شعار “خارجی ها خارج” به عنوان آنها گذشت خانه ما. ما به رختخواب رفت نگرانی در مورد شایعات از یک نیمه شب حمله است. ترس مداوم سایه. ترس بود و صمیمی.

من احساس یک خارجی به خودم. من نمی توانستم خودم را در هر نقطه. من در زندگی من بدن. یک پناهنده است که یک بدن بدون محل است.

بیش از حد جوان به دانستن کشک آنها درگذشت

در طول اضطراب, من خوش شانس بود به عنوان یک مدرسه رفتن پسر به عنوان یک همسایه و مرد مسئول تئاتر خیابانی جنبش در آسام. اواخر Ratna Ojha که گذشت در تاریخ 31 دسامبر 2019 معرفی من و خانواده ام به آسامی فرهنگ است. او می خواهد ما را به شب kirtan – عملکرد devotional songs ارائه شده به هندو خدای کریشنا – آواز با ریتم آهسته از dobas (درام بازی با چوب یا دست) و bhortals (سنج ساخته شده از برنج) در نم Ghar (نماز خانه).

منحصر به فرد از آسامی فرهنگ نهفته در آن فرم های هنری. می شود آن را ظریف قدرت Bihu رقص یا حزن انگیز گریس از ترانه های عامیانه در مورد فیلبان-اچ (او که تمایل فیل) در Goalpariya گویش آسامی سونگ توسط نمادین در اواخر خواننده Pratima Barua Pandey.

خانه ای از نی و بامبو (به نام bhelaghar در آسامی) که سوزانده شد در آستانه Magh Bihu جشنواره تا به حال فراموش نشدنی تصور من است. آن را همواره در فصل برداشت اما من پیدا کردم آن را به طرز عجیبی وحشتناک با وجود این جشن در اطراف آن است.

کلمه “خواندن” به نظر می رسید مانند یک نور در تاریکی به دلیل های کتاب … تأیید یک جامعه که بر اساس قومیت اما ایده ها و حساسیت

 

من بعد به یاد می آورد bhelaghar, تماشای آندره تارکوفسکی 1975 فیلم آینه است که در آن یک کودک به تماشای یک خانه کاه سوختن در باران. که همسایگی با یک آسامی خانواده از دست داده بود یک بار برای همیشه او را ترک کرد و با خانواده اش به زندگی می کنند در بخش دیگری از شهرستان.

در حالی که اضطراب بود داشتم دور خودم از من آسامی دوستان بود که همکلاسی و همسایه. یک روز او به من در خیابان و پرسید: “چرا شما به خانه من بیشتر است ؟ آنچه مهم است؟” من خجالت خود من شک و تردید است. او می دانست هر چند: “من می دانم که شما باید احساس وحشتناک. اما به من اعتماد کن. من به عنوان خوانده شده.”

به او اعتماد داشتم. کلمه “خواندن” به نظر می رسید مانند یک نور در تاریکی به دلیل های کتاب را به عنوان ما در کلاس ما را قادر به تصور یک زندگی فراتر از محدودیت های خود ما هویت. او در تأیید یک جامعه که بر اساس قومیت اما ایده ها و حساسیت. چنین جامعه جهانی درخواست تجدید نظر که در آن مردم می توانند فراتر فرهنگی خود را محل.

این کنتراست به این شعار ما گوش به فریاد توسط مردم محلی راه رفتن گذشته ما تاریک windows: “علی [مسلمانان], حمال [برای Biharis], Bongali [لکه دار برای Bengalis], naak sepeta نپالی [blunt-بینی یمن].” آن جالب است که یک جنبش سیاسی که آغاز شده بود به نام زبان حال کاهش است که به زبان قومی و نژادی پروفایل.

از نلی کشتار در فوریه 18 سال 1983 که در زمان زندگی 2,000 بنگالی مسلمان خانواده دهقان از 14 روستا در مرکزی آسام در ظرف شش ساعت به ارمغان آورد و آسام جنبش را متوقف کند. آن را در زمان کشتار برای ملت در نهایت به گرفتن اخطار از آسام اگر چه All India Radio نمی دهد ما اخبار در مورد خودمان. ما یاد گرفتیم از نلی از دو کانال رادیویی ما تا به حال وابسته از سال 1979 – بنگالی خدمات از صدای امریکا و بی بی سی. تصاویر منتشر شده در مطبوعات از کودکان مرده دروغ گفتن در ردیف مانند کاهش یافته سنبل. این کودکان بیش از حد جوان به می دانم که چرا آنها مردند و یا که آنها را “خارجی”.

در زمان Poona پیمان در سال 1932 که امن انتخاباتی کرسی پایین طبقه سرخپوستان اجتماعی اصلاح طلب BR Ambedkar معروف گفته مهاتما گاندی: “Gandhiji من هیچ ملت است.” با وجود تفاوت های اساسی در خود تاریخی و اجتماعی وضعیت Dalits یک جامعه از “رانده شدگان” در هندو طبقه ساختار و پناهندگان به اشتراک گذاشتن یک حس groundlessness. آنها عدم احساس تعلق به ملت است. آنها احساس می کنند از مطالعه خارج شدند.

من همیشه تردید به ادعای حقوق من به عنوان یک شهروند است. من احساس یک خارجی به کشور در تاریخ است. اگر متعلق مسلم است با زبان و اندازه گیری خودسرانه قطع, تاریخ, من نمی خواهم به از جان گذشته به تعلق دارند. اما من باید در مخالفت با این طرز فکر که رفتار خاک به عنوان مقدس بیشتر از مردم است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>