وقت آن است که برای هند و پاکستان به لغو آنها فتنه قوانین

به نظر می رسد فتنه های نجومی در شبه قاره هند. یک یادگاری از دوران استعمار این فتنه قانون تبدیل به یک سلاح قوی در دست پاکستان و هند دولت به سرکوب صدای مخالف.

در دسامبر 2019, دولت پاکستان به اتهام صدها نفر از مردم با فتنه برای در نظر گرفتن بخشی در دانش آموزان سراسر کشور راهپیمایی که به نام برای ترمیم دانشجویی و اتحادیه های کارگری در میان دیگر خواسته است. یکی از شرکت کنندگان در ماه مارس Alamgir وزیردستگیر شد, در دسامبر 2, و از آنجا که بیحال شدن در زندان به اتهام “توطئه برای سرنگونی دولت”.

در ژانویه 27, Manzoor Pashteen رهبر پشتون Tahaffuz جنبش (PTM) بود نیز دستگیر و به اتهام شرارت در اواخر شب حمله به محل اقامت خود را در پیشاور. یک روز بعد پلیس دستگیر و به اتهام اغتشاش و 23 نفر دیگر از جمله تعدادی از فعالان جوان از جناح چپ عوامی حزب کارگران (AWP) برای شرکت در یک تظاهرات در اسلام آباد در برابر Pashteen بازداشت.

این PTM یک گروه قومی پشتون جنبش حقوق است که خواستار پاسخگویی به اتهام نقض حقوق متعهد توسط ارتش پاکستان در جنگ علیه طالبان. صلح آمیز جنبش حقوق بوده است هدف از پایدار کمپین ارعاب و بازداشت های پس از شکل گیری آن است.

فعالان از AWP و بسیاری از PTM حامیان آزاد شده اند اما نمرات از فعالان زندانی باقی می ماند از جمله Pashteen خود را. این افراد در صورت خطر از مخارج سال پشت میله های زندان صرفا برای جسارت به انتقاد از اقدامات دولت خود است. مصیبت خود را نشان می دهد که دولت پاکستان اشتیاق به استفاده از فتنه قانون را به سکوت و هر کسی آن را درک به عنوان یک تهدید به آن قدرت.

در سراسر مرز در هند فتنه قانون معروف استناد در برابر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) از رهبران Kanaiyha کومار و عمر خالد (در میان دیگران) در سال 2016 به اتهام فریاد “ضد هند” شعارهای طی کردند. JNU شهرت برای بودن یک چشمه از جناح چپ مخالفت. به عنوان یک نتیجه, هند, هندو-ملی BJP دولت معتقد است این موسسه با ارائه یک مانع به آن استبدادی دستور کار مداوم و آزار آن استادان و دانشجویان با دعاوی بیهوده و بیمعنی.

در اوایل این ماه یک محقق در JNU Sharjeel امام بود به اتهام فتنه برای شرکت در جریان تظاهرات در برابر تابعیت متمم قانون. در سال های اخیر فتنه قانون استفاده شده است در برابر یک میزبان از دیگر افراد از جمله اعضای اتحادیه های کارگری محیط زیست و اساتید در سراسر کشور است.

به خصوص قابل توجه در مورد همه این است که این اتهامات بی اساس در حال پرتاب از طریق قانون ایجاد شد و به طور گسترده ای مورد استفاده توسط راج بریتانیا در برابر شورشیان ضد استعماری جنبش در هند.

Bal Gangadhar Tilak, یکی از برجسته ترین رهبران ناسیونالیست از استعمار هند قبل از گاندی ظهور در مرحله ملی بود سعی کردم چندین بار تحت فتنه قانون برای “تحریک مردم” از طریق نوشته های خود را. او در سال 1916 محاکمه او در دفاع از جوان وکیل مدافع محمد علی جناح که بعد از رفتن به تبدیل شدن به یک طرفدار عمده تقسيم هند و بنیانگذار دولت پاکستان.

از 1920s به 1940s نمرات از سرخپوستان بودند سعی تحت فتنه قانون از جمله مهاتما گاندی, مولانا محمد Ai Jauhar, Bhagat Singh and M N Roy, در میان دیگران. قبل از استقلال این فتنه قانون مترادف با پوچی از حکومت استعماری به عنوان مقامات انگلیسی با استفاده از این قانون برای متهم محلی بودن “عوامل خارجی” در سرزمین خود.

استقلال فعالان در سراسر شبه قاره بودند که زندانی برای “فتنه” انجام این اتهام به عنوان یک نشان افتخار. آنها مشاهده توسط عموم مردم به عنوان قهرمانان به دلیل آن که وطن پرست به معنای مخالف از کسانی که در قدرت.

هنوز در تولد دولت-ملت هند و پاکستان بودند در مواجهه با پارادوکس دستیابی دوقلو ارث ضد استعماری سیاست استوار بر محبوب و حاکمیت استعماری دستگاه دولتی بود که بشود نسبت به خاموش کردن و ترساندن مردم. فاصله بین این دو میراث در ادامه به امد و شد زیاد هر دو کشور به این روز است. این فتنه قانون یادآوری است که استعمار منطق که می بیند دولت نه به عنوان یک بدن است که طراحی شده است برای خدمت به مردم اما یک سلاح برای به زانو در آوردن آنها زنده است و امروز.

یکی از قابل توجه ترین ویژگی های این آخرین دور از سرکوب بوده است و تاکید بر “فتنه گفتار”. امروز نه در پاکستان و نه هند است و برای اثبات آن وجود دارد در یک طرح اقدام برای تضعیف حاکمیت ملی به اتهام کسی که با فتنه. به جای سخنرانی و شعار به تنهایی در نظر گرفته “اثبات” از برخی از عمیق تر توطئه علیه دولت-ملت است.

ایالات متحده با استفاده از فتنه قوانین به خشونت گشت مرزهای قابل قبول بیان و فکر در حوزه عمومی افشای آسیب پذیری آنها احساس می کنند در صورت صالح و صلح آمیز و انتقادات خود را در انحصاری, تفرقه و خطرناک سیاست.

این حس ناامنی ناشی از رشد عدم توانایی این کشورها برای تحقق مسئولیت های خود نسبت به مردم است. در پاکستان عمران خان-رهبری دولت امضا کرده است یکی از مهمترین و مجازات معاملات با صندوق بین المللی پول و در نتیجه بی سابقه ریاضت. بودجه آموزش و پرورش قطع شده است 40 درصد و بخش بهداشت و درمان است که خصوصیسازی کنند. در ضمن کمبود گندم را خدشه دار بازار مواد غذایی و تورم بی سابقه ای رسیده است 14 درصد است.

در هند, اقتصاد است و رکود اقتصادی. رشد اقتصادی سقوط از سالانه گسترش میزان 8.1 درصد در سه ماهه اول سال 2018 فقط 4.5 درصد در سه ماهه سوم سال گذشته است. افزایش بیکاری همراه با یک کشاورزی بحران چپ بسیاری از خانواده های فقیر با هیچ گزینه ای دیگر اما به قطع مواد غذایی خود را مصرفبسیار مخربی نخست وزیر نارندرا مودی وعده تحویل “Acche الدین” (روز خوب) برای این کشور فقیر اکثریت.

علاوه بر این رشد اقتصادی عدم قطعیت شتاب نیاز برای این منطقه حاکم کلاس به تولید جعلی دشمنان برای منحرف کردن اذهان عمومی از ناتوانی مداوم به ارائه آنها را با یک استاندارد مناسب زندگی.

این است که چرا تعداد بی سابقه ای از مردم در سراسر طیف سیاسی در پاکستان روبرو هستند به اتهام هواداری از “یک نماینده” در حالی که در هند مخالفان دولت هستند که مارک “ISI عوامل” اشاره به سازمان اطلاعات پاکستان. و این که چرا بسیاری از مردم در مواجهه با اتهام به اتهام خدمت به دشمن در هر دو کشور امروز.

هنوز وجود دارد و رشد مقاومت در هر دو کشور هند و پاکستان در مبارزه با استبداد شمعی منطقه است. دو ویژگی ایستادگی کردن به عنوان برجسته در این رشد جنبش است.

اولین آنها که توسط رهبری جوان از شهروندان که به طور فزاینده ای با احتیاط از ترس و نفرت طلبی روش که در حال استفاده توسط نخبگان حاکم برای متقاعد کردن افکار عمومی به تسلیم خود به اساسی ترین حقوق به ایمنی اشتغال و آزادی بیان است. هزاران نفر از دانش آموزان به عنوان مثال پیوست مبارزات انتخاباتی در هند در برابر تبعیض آمیز کا نما, شاید بزرگترین چالش دولت مودی در هند.

به طور مشابه, در پاکستان, دانش آموزان همبستگی مارس و PTM به عنوان جوانان-رهبری جنبش و موفق به متحد کردن مردم در پشت یک علت شایع در زمانی که جریان اصلی احزاب سیاسی به نظر می رسد قادر به ساخت یک مخالف به یک متزلزل سیاسی و سیستم اقتصادی.

دوم از ویژگی های قابل توجه از این حرکات این است که آنها پایه مشروعیت خود را در قانون اساسی است. در هند, ضد کا معترضین مدعی هستند که چنین قوانین تبعیض آمیز تضعیف پایه معماری قانون اساسی و تسهیل هند رانش به سمت جمعی majoritarianism. در پاکستان فعالان دفاع از آزادی بیان و unionisation به عنوان عناصر اساسی قانون اساسی که بدون آن دموکراسی می شود بی معنی است.

در هر دو مورد دولت در پاسخ به پرتاب اتهام خیانت به کشور و تحمیل اتهام اغتشاش در تظاهرات. این منجر به این وضعیت عجیب و غریب که در آن دولت را مهمترین سند حقوقی تبدیل شده است به خرابکارانه ادبیات معنابخش بحران مشروعیت ثابت شده است که دولتهای خودکامه در جنوب آسیا است.

فعالان در هر دو کشور هند و پاکستان به تازگی تبدیل به بیشتر های صوتی تقاضای خود را برای لغو فتنه ، در واقع آنها در حال پرسیدن سوال مربوط: کسانی که در حال فتنه در مقابل اگر آنها خود را در حال حاکمان? صادقانه حل این سوال را نه تنها اجازه می دهد که قاره برای غلبه بر یکی از تاریک ترین میراث از حکومت استعماری, اما آن را نیز کمک به ما در فهمیدن آنچه در آن به معنی وطن پرست در یک منطقه که در آن ناسیونالیسم در حال تبدیل شدن به طور فزاینده ای منزوی و مجازات.

نظرات بیان شده در این مقاله هستند که خود نویسنده است و لزوما منعکس کننده Al Jazeera سرمقاله موضع.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>