هری گرگ قهرمان سال 1958 منچستر یونایتد فاجعه

یادداشت سردبیر: هری گرگ سابق منچستر یونایتد و ایرلند شمالی دروازه بان بود که مورد ستایش قرار داد به عنوان یک قهرمان از سال 1958 مونیخ فاجعه هوایی مرده بود در سن 87. در این قطعه 2013 به مناسبت سالگرد سقوط هواپیما که در آن 23 نفر کشته شدند الجزیره آلن فیشر بازگو زمان او ملاقات گرگ و داستان فوق العاده.

تنظیم مصاحبه با هری گرگ بسیار ساده بود.

یک تماس سریع به هتل متعلق به او در پرتستورت در ایرلند شمالی سواحل Antrim و یک توافق, ما می خواهم ملاقات در ترمینال کشتی در بلفاست صبح روز بعد.

من به یاد داشته باشید آن سرد و خاکستری و هری قد بلند قوی و ورزشی و آماده به صحبت در مورد یک رویداد است که رخ داده خیلی وقت پیش است اما ارزش دوباره گفتن.

ما ملاقات کرد زمانی که او بود 65.

خود را در دست داشت محکم و قوی خود را بزرگ دروازه بان دست تقریبا دو برابر اندازه از معدن.

هری بخشی از یک منچستر یونایتد, تیم marshalled خود را اسکاتلندی مدیر Matt Busby که بالقوه بود و ترسناک.

اما تغییر که به عنوان تیم بازگشت از اروپا جام کراوات در بلگراد در سال 1958.

سوختگیری توقف

هواپیما متوقف شد و برای سوخت گیری در مونیخ. آن را دو بار تلاش برای خاموش اما خلبان از جیبش در آخرین لحظه.

با بارش سنگین برف در حال سقوط بسیاری از مسافران فکر می کردم یک شب در مونیخ باقی مانده اما خلبان تصمیم گرفت آن را به دیگری بروید و همه رو پشت در هواپیما.

هری گرگ نگران بود.

این سکوت.

یک هواپیما پر از جوان مردان با اعتماد به نفس هرگز کوتاه یا کنایه و یا یک شوخی تا آرام شد.

هری به خاطر عطف به صحبت کردن با راجر بایرن و به خاطر دیدن ترس در چهره اش.

هری از پنجره نگاه کرد.

“من به یاد داشته باشید از دیدن یک درخت و یک خانه عبور و ناگهان همه چیز سیاه و سفید رفت و جرقه شروع به پرواز کنند.”

به عنوان همه چیز شروع به گزاف گویی در اطراف کابین هری بود بر روی سر رسید.

“من فکر می کردم بالای سر من قطع شده بود.”

هواپیما تبدیل شده و در کنار آن حذف کردن و سنگ زنی در امتداد باند فرودگاه.

و سپس آن را متوقف کرد.

‘هیچ گریه’

هری به خاطر “هیچ گریه. آنجا سکوت بود و سیاهی و برای یک لحظه من فکر کردم من مرده بود. و این ایده عجیب و غریب از طریق ذهن من است که من می خواهم به یک زندگی بزرگ و من نمی توانستم آلمانی صحبت می کنند”.

به عنوان هری به خاطر حوادث در جاده اسفالته دارای سنگفرش او خیره فقط فراتر از من به عنوان اگر او را به تماشای یک پخش و توصیف آن لحظه به لحظه.

وجود دارد یک فلش از نور روز و یک صدای خش خش سر و صدا و هری متوجه شدم او هنوز زنده بود.

او می دانست که او تا به حال به خارج.

او خزید برخی از بدن و یک سوراخ در بدنه.

او درهم و دیدم که دیگران در حال اجرا را از طریق برف عنوان برای ایمنی.

آنچه اتفاق افتاده این است که علامت مرد هری گرگ است, چه چیزی باعث می شود او واقعا قهرمانانه.

او شنیده ام یک کودک گریه.

او فریاد زد: برای کمک به: “شما حرومزاده وجود یک کودک زنده است.”

فروزان هواپیما

شاید آنها را نمی شنوند گرگ و یا آنها اهمیتی نمی دهند اما هری تبدیل اعتراف “وحشت زده شد آنچه که من می خواهم را پیدا کنید”.

او رفت و برگشت به فروزان هواپیما از طریق تاریکی تا زمانی که او در بر داشت عزیزم.

او آن را انجام. بر روی باند فرودگاه به او تحویل آن به هواپیما اپراتور رادیو.

اگر هری تا به حال راه می رفت در آن لحظه می توانست یک قهرمان است.

اما او رفت و پشت در به دنبال مادر.

به عنوان او را از طریق خرابه های او به طور ناگهانی به نظر می رسد.

این بود که هیچ وقت برای niceties.

هری قرار داده و او را در مقابل او به رهبری او را به سوراخ که در آن او برای اولین بار موفق به فرار و قرار دادن او دو پا بر پشت او تحت فشار قرار دادند و او را بر روی برف.

هری مشغول به کار راه خود را.

او راه می رفت به طرف دیگر از این هواپیما که در آن شعله های آتش شد بزرگترین و شاهد آسیب های عظیم.

‘آنها مرده بودند’

دو باشگاه معروف ترین بازیکنان بابی چارلتون و دنیس ویولت بودند دروغ گفتن نیمی و نیمی از هواپیما.

“من فکر کردم که مرده است.”

او را برداشت و هر دو را با بند تنبان خود را تا حدی کشیده و آنها را از طریق برف و خرابه به ایمنی.

و سپس او رفت و برگشت دوباره هنوز هم شکار برای هم تیمی خود و دوستان مدرسه جکی Blanchflower.

او در بر داشت مدیر Matt Busby آگاهانه اما نگه داشتن قفسه سینه خود را و گریه کردن در مورد درد در پاها و لبه پنجره رساند تا به او است.

و پس از آن او در بر داشت خود, دوست, گريه, با بدن از هم تیمی خود راجر بایرن دروغ گفتن در سراسر او مرده است.

او را متوقف و جریان خون از زخم در Jackie بازو با گره زدن کراوات خود را در اطراف آن.

ناگهان یک سری از انفجار از سوختن نیمی از هواپیما که منفجر دکتر آینده برای کمک به تمیز کردن پای خود را.

به عنوان هری تبدیل دور او را دیدم دو مرد او کشیده به ایمنی دنیس بنفش و بابی چارلتون ایستاده به تماشای آتش.

“من خیلی برطرف شد. من فکر کردم که مرده است.”

صدای عمیق است

هری صدای عمیق و غنی است اما به عنوان او بازگو دقیقه پس از فاجعه وجود ندارد, درام, هیچ بزرگ احساسات است.

او نمی راستا خود را به عنوان شجاع یا یک قهرمان: “من وحشت زده شد و زمانی که من فکر کردم امدادگران تا به حال همه چیز تحت کنترل من غرق به زانو من و من گریستم و خدارو برخی از ما زنده بودند.”

او معتقد است هر کسی که عمل می کند به همان شیوه اما بسیاری از نمی کند.

بیست و سه نفر از جمله هشت بازیکن.

منچستر یونایتد به تازگی برگزار شد یک گواهی نامه برای هری گرگ.

آن را به یک مقدار زیادی از پول.

او به بسیاری از آن را به سازمان های خیریه و ویژه باعث می شود.

من نمی توانم فکر می کنم هر کسی شگفت زده می شود که چیزی هری گرگ را انجام دهد.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>