از ایران به آمریکا: آهنگ ها در زمان جنگ و coronavirus

من ایستاده در پشت, فرانسوی, درب های شیشه ای به ژولیت بالکن ما آپارتمان در نیویورک. خارج, خورشید کم سیگنال های خود را تغییر قریب الوقوع به بخش دیگری از جهان و در سه طبقه در زیر یک پیاده روی در خیابان دست یکبار مصرف, قهوه, فنجان, به عنوان اگر آن را یک روز عادی.

در بسیاری از راه های آن این است که یک روز مانند هر دیگر: این سازه ها در محله بروکلین ما در حال دست نخورده کارگران در نارنجی جلیقه و کلاه, برش آسفالت به وضع جدید کابل و با وجود تذکرات جوانه های سبز بر روی یک درخت که تاریک شاخه تبدیل شده اند ما فصلی سرگرمی.

“نگاه یک کبوتر” من می گویند به شوهرم آنتونی که در حال کار در پشت میز خود در اتاق نشیمن. من می دانم که چقدر او را دوست دارد عزاداری کبوترها. تا آنجا که پرندگان برو, من بی طرفانه به خود خاموش قهوه ای و خاکستری پالت اما دیدار خود است و در عین حال یکی دیگر از نشانه های معمول از پرندگان در حال پرندگان.

و این روزها همه ما به دنبال عادی.

آنتونی به نظر می رسد و به نرده لبخند و عقب می رود به کار می کنند. کبوتر طول می کشد بال و از بین می رود اما من ماندن نشسته پشت شیشه حسرت نشانه های بیشتری از حد نرمال است. پرنده دیگری – حتی یک مطلوب کبوتر – خوب خواهد بود اما آنچه که من واقعا امیدوار است برای Phil Collins مرد به درایو توسط.

Sara Goudarzi essay

مشاهده از نویسنده بروکلین آپارتمان [سارا گودرزی/الجزیره]

تنها یک بار در سال گذشته, آیا من او را سوار پایین خیابان ما. در خصوص روز خوب زمانی که آسمان صاف بود و آبی درخشان با موضوعات از ابر نقاشی توسط باد و درهای بالکن باز شد خود را خاکستری ماشین منفجر طریق روز آفتابی و از خود ویندوز باس از فیل کالینز “در هوا امشب” پر خیابان ما را از امواج رادیو و تلویزیون به ثانیه – هیپنوتیزم ماشین درام, ضربه, آکورد پیانو و گیتار تحریف ساختمان تا آهنگ پشت سر هم به یاد طبل انفرادی.

نبض من آمد و من نمی تواند تصمیم بگیرد که آیا برای گرفتن گوشی خود را به تصویری از او و یا ایستاده وجود دارد و لذت بردن از لحظه قبل از او در سمت چپ تقاطع.

من تصمیم به آن را در زمان واقعی است.

تا آن زمان من فقط شنیده در مورد فیل کالینز و دیده ویدئوها از درایو خود را-bys در محله فروم. ردیابی او را تبدیل به بخشی از فرهنگ محلی ما به خصوص برای کسانی از ما با خیابان رو ویندوز.

در پست های اعضای گروه آنلاین هشدار یک دیگر به محل در زمان واقعی Phil Collins پسر و جهت او عنوان شده است در. او آنقدر محبوب است که حتی شرکتی. که اثر پست های در حال حاضر مشخص اگر رویت است, اصلی, فیل کالینز ،

هر دو جنگ و همه گیر شروع به آرامی

روی گوشی من مادر یک دولت بیش از, خوش بین است. مثل ما او شده است در انزوا به هفته.

“آن را بدتر از جنگ” او می گوید: با اشاره به هشت سال جنگ ایران و عراق, شش سال است که ما را تحمل کردند.

“ما لازم نیست برای رفتن به زیرزمین در مورد رها کردن بمب. ما فقط نشستن در خانه است.”

ذهن من به عقب سفر چند دهه به تهران. برای اولین بار من فکر می کنم در مورد دو تجربه به عنوان تشابه در مورد چگونه هر دو جنگ و همه گیر آغاز شده تا به آرامی یک بمب در شروع و سپس چندین; یک مورد مثبت در یک دولت دیگر – که هیچ کس باور یا رویداد واقعا رخ داده باشد. و سپس یک روز زندگی به عنوان ما آن را می دانستند تا به حال شده است طرح میتوانست. همه چیز روال از بین می رود به اتر.

Sara Goudarzi essay

نویسنده به عنوان یک کودک در ایران [حسن نیت ارائه میدهد از سارا گودرزی]

جنگ آغاز شده در سال 1980 زمانی که من فقط چهار به پایان رسید و هشت سال بعد. من سمت چپ این کشور دو سال قبل از ایران پذیرفته شده سازمان ملل-مذاکره آتش بس.

مانند دوستان و همکلاسی های ما به رشد و بخشی از بخیه از جنگ چشم انداز اغلب نه سوال زندگی آن را از ما خواسته است.

توسط 1984 استراتژیک بمب گذاری در شهرهای ما آغاز شد و تهران شد, حمله به هدف. روز رفت و طبق معمول: ما با حضور در مدرسه برگزار درخت ما به صف مسکونی خیابان در بعد از ظهر و حتی بازدید از محله برگر مشترک زمانی که ما هزینه اضافه شده به غذا.

هنگامی که کاسه وارونه از آسمان با ستاره سوسو زننده اما جهان ما شد غیر قابل پیش بینی. حملات ممکن است در هر لحظه; در اواخر شب به شب وقتی که من اغلب در رویای یک کتاب و یا یک آهنگ درست قبل از اولین فوتون ریخت پایین از گوی زرد که پاک شده آن است.

از Laura Branigan به Phil Collins

“در هوا امشب” منتشر شد در سال 1981 اما این آهنگ بود نه در تعداد انگشت شماری از مخلوط نوار و یا هر موسیقی دوستان مجموعه. شاید ما بیش از حد جوان به آن و یا تنها ساخته شده است آن را به تهران بازار سیاه از کپی نوار کاست.

مایکل جکسون از آلبوم تریلر و عنوان آن آهنگ تمام شد با خشم اما من به یاد نمی داشتن هر یک از آهنگ های خود را ، در عوض بهترین دوست من و من صرف رایگان ما در آینده با رقص روال به یک Laura Branigan جلد سلطنتی “خود کنترل”.

در بعد از ظهر من می چسبد نوار در خانواده ما دستی سونی پخش کاست و فشار پایین “بازی” را فشار دهید. از کوچک ساخته شده در بلندگو ناشى صدای ماشین درام ضربه به 4/4 تنظیم شده زمان همراه با synthesiser و گیتار, به دنبال خواننده:

آه شب دنیای من است
شهرستان نور نقاشی دختر بچه
در این روز هیچ چیزی مهم نیست
آن شب که به نحوی یاری می

در شب بدون کنترل
از طریق دیوار چیزی را شکستن
با پوشیدن لباس سفید به عنوان شما راه رفتن’
پایین خیابان از روح من

شما را من خود شما را به کنترل خود
شما من رو livin’ فقط برای شب
قبل از صبح می آید داستان را گفت
شما را من خود شما را به کنترل خود

Sara Goudarzi essay

نویسنده به عنوان یک کودک استفاده از هدفون و گوش دادن به آهنگ های مورد علاقه [حسن نیت ارائه میدهد از سارا گودرزی]

قوی در ارتفاع بالا خورشید کشیده به هر گوشه ای از اتاق نشیمن Z و من با پوشیدن تی شرت و شلوارک را ترتیب و نوبت ما چوب نازک پاها و بازوها در آنچه ما فکر هماهنگ رقص, حرکت, تقلید انگلیسی کلمات ما را درک نمی کنند و به احتمال زیاد تنها گرفتن, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه, اوه (Oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh) قسمت راست.

چشم بسته و یک شانه تا در یک زمان ما, هیجانی, به جنبش لحن برای نزدیک به سه دقیقه تا زمانی که ما بزرگ پایان: Z ایستاده با پاهای او را گسترده ای در حالی که من تضعیف بر روی زانو های من و skidded بین آنها (ما بین چرخش stander و کشویی بنابراین ما می تواند هر لذت بردن از آنه لحظه ای از اسلاید).

فرش سوختگی در ما boney زانو من را عقب بردن نوار برای آغاز و ما را به انجام این کار بارها و بارها به خاطر ما بچه ها بود و در طول روز ما اجازه داده شد بود.

این بیماری همه گیر است گریزان

در حالی که اثرات جنگ اجرا عمیق و ماندگار در برابر هر عضله که تجربه ثبت نام نیست همان است که این بیماری همه گیر برای من.

من تا به حال شده است در کلاس مدرسه حفاظت شده توسط حس شکست ناپذیری پدر و مادر را فراهم و در نتیجه محافظت از جیره خالی قفسه های سوپر مارکت, آمار لجستیک و مستمر تصمیم گیری. و زندگی روزمره باقی مانده روال مدرسه و پخش جشن تولد و وعده های غذایی در رفت و به عنوان برنامه ریزی شده به عنوان اگر ما برای اجرا به زیرزمین زمانی که آژیر به صدا کردن که اگر بمب بودند کاهش یافته است یک بار این شهر رفت و تیره که اگر تخریب شد قریب الوقوع و یا بتن می باشد.

شاید که آنچه در آن است. شاید آن انتزاعی است که ساخته شده حس.

این بیماری همه گیر است یاد یک نیروی نامرئی است که نفوذ هر فضا و نحوه lurks در هر سطح و هر کوچک و دندانه فرد شما را دوست دارم هر بوسه درجه یک عبور نسیم. یا شاید آن چیز دیگری است.

مانند بسیاری از, من خواب کمی این روزها و در یکی از بی شماری اخیر بیدار لحظه من متوجه شدم که در آن شب پدر و مادر من و من پناه در زير زمين احاطه شده توسط کیسه های برنج و نان خشک و دانه های, ما تا به حال چیزی است که ما قادر به احاطه خود را با در حال حاضر هر یک از دیگر.

و Z و من نمی شد انکار کرد که تجربه مشترک “خود کنترل” یا شانس خود را برای گرفتن دست یکدیگر و طور جلو و یکی دیگر بعد از بزرگ زانو-اسلاید خشن, نازک فرش. با هم ما می خواند مانند ما می دانستیم که چه شد ما آواز قفل از ما بد برش مو نوسانی بالا و پایین با ما تندرست سر با بهره گیری از شیار در همان زمان.

Sara Goudarzi essay

بروکلین در شب به عنوان دیده می شود از نویسنده بالکن [سارا گودرزی/الجزیره]

آنلاین, محله های فروم کسی پست یک نامه جدید از فیل کالینز ، در بخش مربوط به نظرات فرد دیگری یادداشت لکه بینی او دقیقه بعد.

مردم کف زدن این شخص می نویسد. او در حال انجام این کار خداوند در حال حاضر یکی دیگر دیدگاه می گوید در یک پست جداگانه.

من ایستاده تا از میز من و رفتن به پنجره اتاق خواب ما. بالاتر از آسمان است کبالت آبی و سپس در صورتی که در آن می افتد در پشت ساختمان در نظر. اما من چشم در خاکستری معمولی خیابان دانستن او در گردش است که در این محله به ما چه ما باید آنقدر در این زمان نه تنها لحظه ای لذت اما حس با هم بودن در حال تجربه همان موسیقی است.

پنجره باز و در حال حاضر من احساس می کنم نور و نسیم سرد در مقابل فشار ، من و می توانید آن را احساس کنید … “آینده در هوا”.

tinyurlis.gdclck.rushrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>