سازگاری هنری ضروری برای زوجین

گاه شدت رو در رویی زوجین به حدی است که به نظر می‌رسد رسیدن به هرگونه مصالحه برای آنها دشوار باشد.پا بر زمین می‌کوبند و در دفاع از نقطه نظرهایشأن  سماجت می‌کنند،هر کدام خود را صاحبنظر  می‌دانند و توضیحات طرف مقابل را کاملاً غیر منطقی قلمداد می‌کنند. از همه مهمتر، متوجه نیستند که ممکن است خواسته ها یا گله و شکایت همسرشان نیز بحق و بجا باشد.

در این میان نجات رابطه زناشویی از اهمیت حیاتی برخوردار است. لازم است به جای آنکه یکدیگر را به اشتباه کردن، خودخواه بودن یا سماجت متهم کنند برای حل مسائل شان از راه‌حل‌های اصولی و منطقی استفاده نمایند. در واقع زوجین بتوانند :

۱) حادثه را دقیقاً به دور از برداشت های ذهنی خود و خاطرات گذشته دقیقا در لحظه اینجا و اکنون تعریف کنند.

 ۲) هر یک از زوجین به صورت جداگانه نوع و فراوانی اختلاف خود را در طول یک ماه اخیر مشخص سازند.

۳)  در صدد یافتن راه حل های منطقی به دور از هرگونه جانبداری برآیند.

۴) راه حلی را که به نظرشان مناسب تر است با توافق یکدیگر انتخاب کنند.

انواع اختلاف نظرهای  زوجین :

۱) کیفیت اختلاف نظر :

چرا گفتگوی زن و شوهر به جنگ تمام عیار مبدل می‌شود؟ در رابطه زناشویی با دو نوع جنگ و جدل روبرو هستیم. در نوع نخست اختلاف زن و شوهر اصولی و بنیادی نیست، اما طرز صحبت به گونه‌ای است که پیام یکدیگر را درک نمی کنند. در نوع دوم اختلاف‌نظر ریشه ای است و باید برطرف گردد. با این حال بحث صددرصد از نوع اول یا دوم وجود ندارد. در اغلب گفتگوها با ترکیبی از این دو کیفیت روبرو هستیم. از سوی دیگر طرفین در یک موضع متضاد و طرز تلقی قطبی شده با یکدیگر برخورد می‌کنند. در نتیجه اختلاف‌نظر که بدواً  جدی نبوده، در نهایت به ضدیت جدی  با یکدیگر ختم میشود .

۲) اختلاف خواسته‌ها و انتظارات:

 برخی از اختلاف‌ها ناپایدار هستند، ممکن است در یک زمان به خصوص زن غذای چینی و مرد غذای ایرانی را ترجیح دهد، یا مثلا  ممکن است که زن ترجیح بدهد به  سینما برود و مرد به ماندن در منزل و تماشای تلویزیون علاقه مند باشد. وقتی این قبیل خواسته ها منعکس کننده اختلافات اصولی و ریشه ای نباشند، به سادگی فیصله پیدا می‌کنند با استفاده از ( هنر گفتگو )که در مقاله قبلی راجع به آن صحبت کردیم میتوان به توافق دوجانبه رسید. اما اگر از قبل اصطکاکی در رابطه به وجود آمده باشد، وقتی تنشی ایجاد میشود در این صورت اختلافات موقتی زن و شوهر میتواند به یک برخورد حقیقی و جنگ تمام عیار تبدیل شود.

۳) اختلاف سلیقه یا حساسیت:

 اختلاف سلیقه در همه زوج ها وجود دارد. بسیاری از مردها از تماشای مسابقات ورزشی در تعطیلات آخر هفته لذت می برند حال آنکه خانم ها اغلب ترجیح می دهند که تعطیلات آخر هفته را به شکل خصوصی تری برگزار کنند. به تدریج با گذشت زمان اختلاف سلیقه کمتر میشود.زنی که بدواً از تماشای مسابقات ورزشی لذت نمی برده از تماشای آن لذت می برد و شوهری که به ادبیات و شنیدن موسیقی بی علاقه است، به برنامه‌های ارکستر سمفونیک و خواندن کتابهای شعر علاقه‌مند می‌شود. البته اشخاص نه تنها درباره آنچه دوست دارند، بلکه  درباره آنچه دوست ندارند ممکن است با هم اختلاف نظر پیدا می‌کنند و هنر سازگاری یعنی کنار آمدن بالغانه زوجین با اختلاف نظرهای یکدیگر.

۴) اختلاف در سیاست، طرز تلقی یا فلسفه:

بعضی از زوج ها در زمینه‌های تعلیم و تربیت کودک، مسائل مربوط به امور مالی، تقسیم کار، گذراندن تعطیلات و نظایر آن با هم اختلاف سلیقه دارند. ممکن است یکی از آنها معتقد به سختگیری نسبت به تربیت فرزند و دیگری نرمش و انعطاف  در برابر فرزندان را ترجیح دهد.

 ۵) تفاوت های شخصیتی:

عجیب است همان اختلافات شخصیتی که در آغاز زن و مرد را به یکدیگر جذب می کند، همان خصوصیاتی که در آغاز آشنایی ارزشمند و منحصر به فرد به نظر می رسد، گاه به مرور زمان سبب اختلاف نظر می گردد. تفاوت های  شخصیتی آنها با چشم اندازهای متفاوتشان می تواند ارتباط داشته باشد. هر کدام خود را منطقی و انعطاف پذیر و دیگری را ناموافق، غیرمنطقی و سرسخت می ‌پندارند.

 ۶) اختلاف در چشم اندازها:

گاه اختلاف های جزئی در اثر چشم اندازهای متفاوت زن و شوهر ابعادی بی تناسبی پیدا می‌کند. زن و شوهر به قدری تحت تاثیر علایق شخصی خود قرار می‌گیرند که از یافتن راه حل برای اختلافاتشان عاجز می مانند. اغلب اوقات زوجین تنها با رجوع به چشم اندازهای خود و بی‌توجهی به دلایل احتمالاً منطقی همسرشان کار را به دشواری می کشانند و حکم به بی  منطق بودن همسر خود می‌دهند.  اما اگر بتوانند با دیدگاه  همسرشان به موضوع مورد اختلاف نگاه کنند ممکن است به این نتیجه برسند که حق با هر دو نفر آنهاست.

۷) سوال های نامناسب:

بسیاری از زوج هایی که به هم علاقه مند هستند و می‌خواهند خواسته های یکدیگر را برآورده سازند از برقراری ارتباط به گونه‌ای که به سؤ تفاهم نینجامد عاجزند، تنها معدودی از زوجهایی که میشناسید از توانایی طرح ماهرانه سوال برخوردار هستند. طرح سوال با آنکه راه کسب اطلاع است، اطلاع دهنده نیز میتواند باشد . به همین دلیل، ممکن است همسری که مورد سوال قرار می‌گیرد، اطلاع گرفتن و اطلاع دادن را اشتباه بگیرد. به سوال های باز مثل «امشب چه کاری بکنیم؟»  ممکن است جواب مناسبی داده شود ولی بهتر است با سوالات دو گزینه ای شروع کنید. «میل داری از منزل بیرون برویم یا ترجیح می دهی امشب در منزل بمانیم؟».

۸) انعطاف ناپذیری:

حتی برخی از زوج هایی که خصوصیات مشترک زیادی دارند و در مواقع معمولی با یکدیگر مهربان هستند، بر سر تصمیم‌گیری‌های جزئی با هم اختلاف نظر شدیدی پیدا می‌کنند. ممکن است بی آنکه متوجه باشند خیال کنند که حل و فصل اختلاف نظرهای آنها غیرممکن است. آنچه اهمیت دارد آن است که یک مشاور خانواده بتواند آنها را متقاعد کند که با انعطاف بیشتری میتوان روش ارتباطی  دیگری در قبال هم اتخاذ کرد و بپذیرند که اگر در معیارهای خود تخفیف بدهند، با آرامش بیشتری می توانند با هم زندگی کنند و این در نهایت به سود آنها خواهد بود.

۹) عدم تخفیف معیارهای سختگیرانه و مطلق گرایی:

 اگر در دنیای کامل و بی نقصی زندگی می‌کردیم می‌توانستیم معیارهای مطلقی برای هدایت خود در زندگی انتخاب کنیم‌. اما واقعیت این است که در چنین  شرایطی زندگی نمی‌کنیم. دنیای ما به قدری پیچیده است که تنها معدودی از معیارهای ما می تواند به شکل تقریباً مطلقی برآورده شود. در حقیقت معیارهای سختگیرانه از نگرانی‌ها و تردیدهای درونی ما نشأت می‌گیرد. هرچه این معیارها مطلق تر باشند، احتمال اینکه ترس و عدم اطمینانی بیشتری در ما رخنه کرده، بیشتر است و به همین دلیل پایبندی شخصی به آنها بیشتر می‌شود. به عنوان نمونه به زمینه‌هایی که احتمال ایجاد اختلاف زوجین  در آنها بیشتر است توجه کنید: تقسیم کار، نحوه تخصیص مخارج، سرگرمی‌ها، معاشرت با اقوام و آشنایان، روابط جنسی و تربیت بچه‌ها. هیچ قانون صد در صد مشخص و مطلقی برای تقسیم کارهای خانه وجود ندارد.

 نمونه متداول تر معیارهای مطلق گرایی را در تعلیم و تربیت کودک می توانیم مشاهده کنیم . در این رابطه زن و شوهر متکی به تجربیات گذشته و پیشینه تربیتی خود، هر کدام شیوه مختص به خود را توصیه می کنند. تربیت فرزندان به انعطاف پذیری زیادی احتیاج دارد.دو کودک یکسان و مثل هم وجود ندارند. رفتاری که در مورد یک کودک جواب مثبت می دهد، ممکن است برای کودک دیگر نتایج معکوس به بار آورد. مثلاً پدر خانواده تحت تاثیر این ذهنیت است که «اگر بچه‌ها را درست تربیت نکند عمرشان تباه می شود» به همین دلیل شدیداً احساس مسئولیت می‌کند.

اما مادر خانواده نظر دیگری دارد و معتقد است «انسان تنها یک بار می تواند ایام شیرین کودکی را تجربه کند و باید تا حد امکان شرایطی فراهم سازد تا کودکان نیز از این فرصت یکباره کودکی خود در زندگی  نهایت لذت را ببرد و سرسختی زیاد زندگی را به کام آنها تلخ می‌کند و زمینه‌ای فراهم می‌سازد که در آینده از ما ناراحت شوند»

 وقتی نقطه نظرهای زن و شوهر قطبی می شود، تغییر آنها دشوارتر می گردد. هر کدام نقطه نظرهای خود را درست و نقطه نظرهای  همسر را اشتباه قلمداد می‌کنند. این برچسب زدن ها گاهی جنبه های اخلاقی میگیرد. به طوری که طرفین هر کدام خود را خوب و دیگری را بد میدانند.در حالی طرز تلقی های زن و شوهر می تواند مکمل یکدیگر باشد و اگر پدر و مادر بتوانند با انعطاف لازم هدفهایشان را ادغام کنند، می توانند بهترین ترکیب ممکن را  فراهم سازند.

۱۰) عدم پرسش از خود

 بسیاری از اشخاص ترس های پنهانی دارند و نمی دانند که این هراسها به معیارها و توقعات سختگیرانه آنها دامن می‌زند. اما این اشخاص می توانند با کمی تلاش به وجود این ترس ها پی برده و درباره اعتبار آنها قضاوت کنند. برای اطلاع از ترس های پنهان خود سوالاتی  مطرح کنید و در خلوت خود به آنها پاسخ دهید.

 به عنوان مثال:

انتظار:  باید با بچه ها جدی باشم.

  سوال: چرا ؟

جواب:  چون کار درستی است.

سوال: چرا ؟

برای اینکه بچه ها بدون داشتن معیارهای خوب به دردسر می افتند.

وقتی که ترس پنهانتان  ( به دردسر افتادن) مشخص گردید باید با  سوال قرار دادن خود، این نگرانی را  با تجربه واقعی خود مقایسه کنید.

سوال:  چرا اگر جدی نباشیم بچه ها به دردسر می‌افتند؟  جواب: نمیدانم

سوال: آیا جدی بودن تضمین می‌کند که بچه ها به دردسر نیفتند ؟

جواب: نه همیشه

 در این مرحله از تصمیم‌گیری و بعد از پاسخ به سوال های فوق حد اعتدال را رعایت می کند

۱۱) عدم توانایی در سازش و بخشش: 

زوجین به دلایل مختلف روانشناختی، هر سازشی را به مفهوم کنار گذاشتن کلیه معیارها میدانند. در واقع یکی از موانع سازش و انعطاف ناپذیری جنگ بر سر قدرت است. تا زمانی که زن و شوهر ندانند که طرز تلقی ماندگار شده دارند و مادام که نخواهند چشم‌اندازهای یکدیگر را درک کنند رسیدن به مصالحه غیر ممکن می شود. جالب تر اینکه هر چه زن و شوهر به اعتبار موقعیت‌های خود اطمینان صددرصدی داشته باشند، امکان اینکه نکته یا نکاتی را فراموش کرده باشند بیشتر می شود. در این شرایط اندیشیدن به این جمله که ممکن است من هم اشتباه کنم می تواند به رفع مشکل کمک کند.

۱۲) توجه به مقتضیات غیر ضروری:

توجه به گذشته های رابطه، برچسب زدن های بی مورد و نادرست ، انواع خطاهای شناختی از جمله مواردی است که می‌تواند مسیر حل اختلافات شما را به بیراهه های فراوانی ختم کند و همچنان موضوعات مورد اختلاف در سایه دلخوری از یکدیگر باقی بماند. در چنین شرایطی می‌توان زمینه‌ای فراهم ساخت تا این اختلافها به جای ایجاد گرفتاری های بیشتر به زندگی مسالمت‌آمیز منتهی شوند.

توجه به موارد زیر به منظور فراهم کردن زمینه لازم برای حل اختلافات،خالی از لطف نخواهد بود.

۱) روی هم رفته تفاوت‌های قابل ملاحظه ای میان همه زوجین بدون استثنا وجود دارد.

۲)  باید این تفاوت‌ها را بپذیرید و اشکالات جزئی همسرتان را نادیده بگیرید.

۳)  اگر با طرز تلقی جدیدی به این تفاوت ها نگاه کنید می توانید از همان  شرایط به ظاهر ناراحت‌کننده لذت ببرید. ۴) قبول اختلاف موجب تحکیم و تقویت روابط زناشویی می شود.

۵) در روابط زناشویی موفق، زن و شوهر مشارکت در فعالیت‌های مورد علاقه یکدیگر را یاد می‌گیرند و خصوصیات شریک زندگی شان را می پذیرند . با پذیرش دیدگاه سازش گرایانه میتوان به رفتارهای مشابهی رسید.

۶) تعیین اولویت ها و در قدم بعد انتخاب اولویت های زن و شوهر با توجه به وضعیت موجود در رابطه مسئله ظریفی است. چه بسا رفتار محبت آمیز زن و شوهر در قبال یکدیگر با سوء تفاهم همراه شود و این احساس حاکم گردد که یکی از آن دو مورد سواستفاده قرار گرفته و با او برخورد غیرمنصفانه می شود. اغلب زوج ها می دانند که هیچکدام نمی‌توانند همیشه حرف خود را به کرسی بنشاند و انتظار داشته باشند که همه چیز مطابق میل او جریان یابد . اغلب زوجها می‌دانند که باید در اجابت خواسته‌هایشان تعادلی برقرار شود.با این حال تصمیم گیری در این زمینه ها نمی تواند بر اساس فرمول صد درصد  مشخصی صورت گیرد. لزوماً ذهنیت‌هایی از این قبیل که «قبلا مطابق میل تو رفتار کردم  و حالا نوبت من است»  قابل استفاده نیست. ممکن است زن و شوهر در یک زمان و نسبت به یک فعالیت ویژه حساسیت زیادی داشته باشند و در مواقع دیگر حساسیتشان را از دست بدهد.هنگام بحث درباره حساسیتها، نه تنها میل و ترجیح همسر بلکه  شدت این ترجیح  باید در نظر گرفته شود.

۷)  مذاکرات بیشتر به صحبت های غیرخصوصی و گاه به حل اختلاف منتج می شود، تصمیم‌گیری در بسیاری از زمینه‌ها مستلرم مذاکره است. در مراحل اولیه روابط زناشویی، طرفین به قدر کافی به خواسته های  یکدیگر توجه می‌کنند و به قدر کافی برای راضی کردن یکدیگر تلاش می‌کنند. به همین دلیل ، میتوان گفت که در هر مرحله ای از رابطه،  یک گفتگوی کوتاه و برنامه ریزی شده بر اساس اصول ( هنر گفتگو ) برای رسیدن به تصمیم رضایت‌بخش طرفین لازم است.

منبع : https://drtaranehmoazeni.com/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C/